Translation of "Loser" to Persian language:
Dictionary English-Persian
Loser - translation :
Examples (External sources, not reviewed)
| I'm a loser! | من بيخودم! |
| And you made me feel like a loser! I'm not a loser! | و تو فقط باعث شدي که من حس کنم به درد نخورم، من به درد نخور نيستم |
| Not a loser anymore | ديگه يه بازنده نيستم |
| You're the loser, punk. | . تو بازنده ای ، پانکی |
| But he's a loser! | اما اين يه بازنده هست! |
| Because I'm a twotime loser. | من دو بار باختم |
| The father of the loser | پدر شخص بازنده |
| But it's Throw the loser out. | نه اينطور نيست , مزاحم رو بندازش بيرون |
| Because I'm not a loser, Jim. | چونکه من يه بازنده نيستم، جيم. |
| Loser has to keep America clean. | بازندبایدآ مریکاروتمیزنگهداره |
| Loser is such a harsh word. | بازنده کلمه زننده ای هست. |
| Do I look like a loser? | من شبيه بازنده ها هستم |
| He who hates you is the loser. | یقینا دشمن که به تو زخم زبان می زند خود بدون تبار و نسل و بریده از همه خیرات و برکات است. |
| He who hates you is the loser. | كه بدخواه تو خود ا بتر است. |
| He who hates you is the loser. | البته دشمن تو، همو بى نسل است |
| He who hates you is the loser. | دشمنت خود بى تبار خواهد بود. |
| He who hates you is the loser. | که محققا دشمن بدگوی تو (عاص بن وائل) مقطوع النسل است (و نسل تو تا قیامت به کثرت و برکت و عزت باقی است). |
| He who hates you is the loser. | بدون شک ، دشمن کینه توز تو بی خیر و برکت و بی نام و نشان خواهد بود. ش ان ئ دشمن کینه توز. از مصدر (ش ن آن) به معنی کینه توزی (نگا مائده 2 و 8). الأب ت ر بی نام و نشان. بی خیر و برکت. |
| He who hates you is the loser. | بی گمان دشمن تو بی سرانجام و بلاعقب است |
| He who hates you is the loser. | (و بدان) دشمن تو قطعا بریده نسل و بی عقب است! |
| He who hates you is the loser. | همانا بدخواه تو است دنباله بریده |
| He who hates you is the loser. | همانا دشمن تو، همو دنبال بريده بى نسل و بى دنباله است. |
| He who hates you is the loser. | همانا دشمنت خود بی تبار است. |
| Adrian ain't sharp. Adrian is a loser. | ادرين قوي نيست، ادرين يه ترسو |
| I'm tired of you bein' a loser. | خشته شدم از بس ديدم که شکست خوردي |
| You got off lightly last time, loser. | دفعهپيشخيليراحتقسردررفتي،بازنده. |
| You still hanging around with this loser? | هنوز با اين بازنده مي پري |
| The only thing worse than being a loser is being a guy telling the story of how he became a loser. | فقط یه چیز از حقیر بودن بدتره... اونم اینکه بخوای تعریف کنی که چطوری تحقیر شدی. |
| Hey, you're a sort of bad loser, Captain. | هي تو بازنده ي بدي هستي. كاپيتان |
| You ain't down. And you ain't a loser. | تو نه بازنده اي، نه عقب مونده |
| It would be insane to call Hamlet a loser. | احمقانه است که هملت را بازنده نامید |
| He is not a loser, though he has lost. | با وجودی که باخت ، او یک بازنده نیست. |
| The loser has to keep America clean. How's that? | بازنده بایدآ مریکاروتمیزنگهداره ،چطوره |
| She's a freakin' loser. Sometimes she gets me so crazy, | اون خيلي احمقه گاهي منو ديوونه مي کنه |
| I was going around with this big sign on my forehead LOSER. | من با یک پیشانی نوشت بزرگ به نام بازنده زندگی می کردم. |
Related searches: Good Loser - Loser Pays - Score Loser - Loser In The Game - Gainers And Loser - Winner Loser - Being A Loser - The Loser Party - Loser Of The Day - Loser Sitz -