Translation of "age" to Persian language:


  Examples (External sources, not reviewed)

Age
سن
Age?
سن
Age?
سن
It's entirely a function of your age our age.
اين کاملا اقتضاي سن توئه يعني سن ما.
Middle age is the period of age beyond young adulthood but before the onset of old age.
میان سالی دوره ای از زندگی است که پس از جوانی و پیش از سالمندی است.
Max age
اندازۀ بیشینه
New Age
عصر جدید
Expiry Age
دورۀ انقضا
The average age is 38.2 years of age, compared to 39.9 years of age for all of Canada.
رف متوسط سن جمعیت شهر ۳۸ ۲ سال است که این آمار برای کل کانادا ۳۹ ۵ سال است.
They're too strong for me, you know, my age... Your age?
اونا زورشون از من بيشتره ...ميدوني، سن من
Age as pathology.
سن به عنوان آسیب.
Just old age.
فقط پير شده
A pleasant age.
چه سن خوبي
The Ice Age.
عصر يخبندان
I hope my age is correct. I'm always accurate about my age.
اميدوارم سنم رو روي کيک درست نوشته باشند هميشه در اين مورد خيلي حساسم
Loving, of equal age.
عشقورز به شوهران، و هم سن و سال با همسران.
Loving, of equal age.
معشوق همسران خويشند،
Loving, of equal age.
عشق ورزان به همسر و هم سن و سالند
Loving, of equal age.
شوى دوست همسال،
Loving, of equal age.
و شوهر دوست و با غنج و ناز و جوان و همسالان دلنواز.
Loving, of equal age.
همسر دوست و هم سن و سال
Loving, of equal age.
زنانی که تنها به همسرشان عشق می ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند!
Loving, of equal age.
شوهر دوستانی همسالان
Loving, of equal age.
شوى دوستانى همسال با يكديگر و با شوهران ،
Loving, of equal age.
دارای تمامی زیبایی آشکار زنان همسالان با شوهران.
Pad 1 New Age
لایی ۱ عصر جدید
Maybe it's my age
ديگه پير شدم.
An age has passed.
عمري گذشته.
Age cannot wither her.
زمان بر اون اثري ندارد
Cissy's more your age.
سيسي سنش بيشتر به تو مي خوره.
Same age as me,
به اندازه سن من
NT We are at the dawn of a new age, the age of electricity.
تسلا ما در آستانه عصری جدید هستیم، عصر الکتریسیته.
But I believe now that we're moving into a new age, and that age The New York Times dubbed recently as the age of behavior.
من هم اکنون بر این باورم که ما به یک دوران و عصر جدید داریم وارد میشویم، و آن عصر را مجله ی نیورک تایمز به تازگی عصر رفتار نام گذاری کرده است.
This was the pre bureaucratic age, an age in which everything had to be local.
این نمونه ای از دوران ما قبل بوراکراتیک بود بود دورانی که همه چیز به ناچار محلی بود.
It said David, age 10.
او نامش دیوید بود و ده ساله.

 

Related searches: At The Age Of - Old Age - Age Group - In The Age Of - Of Age - In Old Age - In The Age - Age Of Reason - Age Of - Reproductive Age -