Translation of "almost unheard of" to Persian language:


  Dictionary English-Persian

Ads

  Examples (External sources, not reviewed)

This is unheard of!
همچين اعمالي سابقه نداشته
Something unheard of is happening down there in Munich.
در مونيخ اتفاقات عجيبي رخ داده
To listen unseen and to watch unheard.
گوش بدم بدون اينکه ديده بشم مراقب باشم بدون اينکه سروصدايي کنم
Almost, almost, it is worth of trying it.
مطمئنا مطمئنا بايد امتحان کنم
Sixty clients a day is not unheard of on Saturdays or holidays
شصت تا مشتري در روز توي شنبه ها و .عيدها بي سابقه نيست
And this is really unheard of stuff, and this is all because of this technology.
و این واقعا مسئله بی سابقه ایست، و همه این زیبایی ازاین تکنولوژیست.
Mark my words, Madame Bovary, you will live to see miracles of science unheard of.
به عنوان توضیح چیزایی که گفتم , مادام بواری , شما در زندگیتون معجزات علمی بی سابقه ای خواهید دید.
Almost, almost... now... now!
تقريبا نزديک شديم... حالا... و اينک!
Moses... be unheard and unspoken... erased from the memory of men... for all time.
توي زندگي ازت شکست خوردم حالام نبايد با مرگت من رو شکست بدي مرده ها توي بيابان براي خواسته ها و علاقشون نمي سوزن
Almost all of the details, almost all of the surface intricacies were preserved.
تقریبا همه جزئیات، تقریبا همه پیچیدگیها حفظ شده بودند. تقریبا همه جزئیات، تقریبا همه پیچیدگیها حفظ شده بودند.
His idea was to bring government to the people an unheard of idea in Iran.
این فرصتی بود تا روزنامه نگاران دوست رزم آرا زمینه حذف مخالفان او را فراهم آورند.
We're almost home. We're almost home.
ما نزديک خونه ايم ما نزديک خونه ايم
Almost all of them died.
خوب که چي
I'm almost sure of it.
تقريبا مطمئنم .
We're almost out of this.
ما تقريبا نجات پيدا کرديم.
Almost.
تقريبا چرا
Almost.
. تقریبا
Almost.
تقریبا البته
Almost.
تقريبا
Almost.
تقريبا
Almost.
تقريبا .
Almost.
نزديک باش
Grab it! Almost... You almost got it.
تقريبا گرفتيش.تقريبا موفق شدي
Almost many of them are impossible.
و در واقع بسیاری از آنها را نمی توانیم جواب بدهیم.
You're almost one of the family.
تو تقريبا از خودموني
Jessie almost killed both of us.
چي راجب مادر منـه
Have any of you ever almost... ?
هيچکدوم از شما تقريباهم نداشته
Barry, who you almost...? Barry, who I almost...
...همون بری که تو تقریبا ...همون بری که من تقریبا
You could almost pass for a gentleman! Almost.
جالبه مثل جنتلمن ها شده ايد
Almost lunchtime?
تقریبا وقت ناهاره
Almost empty.
تقريبا خاليه
Almost nine.
تقريبا 9 سال
Almost there.
دارم میرسم.
Almost there.
دارم می رسم.
Almost never.
به ندرت.
Almost time.
داره وقتش میشه
Almost six.
تقريبا .. شيش ..
Almost all...
تقریبا همه..
Almost, Joan.
تقريبا، ج ن.
I almost
من تقريبا
Almost midnight.
تقريبا نيمه شبه.
Almost there.
تقريبا اينجاست
Ah, almost.
بله،تقريبا
Almost immediately.
ولي اين کيه
Almost everybody.
تقريبآ همه

 

Related searches: Almost Unheard Of - Is Almost Unheard Of. - Unheard Of - Not Unheard Of - Remain Unheard - Go Unheard - Is Unheard Of - Previously Unheard Of - It Is Not Unheard Of - Went Unheard -