Translation of "corporate raiding" to Persian language:


  Dictionary English-Persian

Ads

  Examples (External sources, not reviewed)

Raiding at dawn.
و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم می برند
Raiding at dawn.
و صبحگاهان هجوم آرند،
Raiding at dawn.
و سوگند به تکاوران بامدادی
Raiding at dawn.
و سوگند به هجوم آوران سپیده دم
Raiding at dawn.
و سوگند به اسبانى كه بامدادان هجوم آورند،
Raiding at dawn.
و قسم به هجوم آوران در سپيده دم
Raiding at dawn.
پس تاخت آرندگان به بامداد
Raiding at dawn.
و (بر دشمن شبیخون زدند تا) صبحگاه (آنها را) به غارت گرفتند.
Raiding at dawn.
پس سوگند به يورش برندگان بامدادى،
Raiding at dawn.
پس (سوگند به) هجوم کنندگان ناگهان (در) صبحگاهان.
And raiding at dawn
و قسم به هجوم آوران در سپيده دم
And raiding at dawn
و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم می برند
And raiding at dawn
پس سوگند به يورش برندگان بامدادى،
And raiding at dawn
پس (سوگند به) هجوم کنندگان ناگهان (در) صبحگاهان.
And raiding at dawn
و سوگند به تکاوران بامدادی
And raiding at dawn
و سوگند به هجوم آوران سپیده دم
And raiding at dawn
پس تاخت آرندگان به بامداد
And raiding at dawn
و صبحگاهان هجوم آرند،
And raiding at dawn
و (بر دشمن شبیخون زدند تا) صبحگاه (آنها را) به غارت گرفتند.
And raiding at dawn
و سوگند به اسبانى كه بامدادان هجوم آورند،
What corporate policy?
دارايي هاي شرکت چيه
We now had corporate sponsorship.
حالا ما يه پشتيباني مالي سازماني داشتيم.
Quick example from the corporate world.
یک مثال کوتاه از دنياي شرکتها.
Prepare Kontact for use in corporate networks
تدارک Kontact برای استفاده در شبکه های مشترک
I'm tired of being a corporate shill.
راه بيفت از اين همکاري متنفرم
Pit buhh's out of the cage. Crips are raiding the store.
گاو وحشي از قفس خارج شده چلاق ها دارن کتاب مي خونن
The big story, he said, is corporate psychopathy.
او گفت داستان بزرگ جامعه ستیزی صنفی است.
Suicide's not covered by our corporate insurance policy.
مورد خودکشي جزء سياست بيمه شرکت نمي شه.
You want to go and interview yourself some corporate psychopaths.
برو و با جامعه ستیزهای صنفی مصاحبه کن.
I didn't know treason is part of the corporate strategy?
من نميدونستم که خيانت به کشور جزيي از سياست فروش شرکت هست.
If you are in the corporate sector, you love micro credit.
اگر در بخس اقتصادی هستید، اعتبار میکرو را دوست دارید.
I'm writing a business piece on corporate life in North Africa.
من دارم يه متن کاري مينويسم، راجع به زندگي جمعي در آفريقاي شمالي.
I've got more corporate stops on the East Coast for you.
چند نفر هم توي ساحل شرقي منتظرت هستن فيشر..
In addition to our corporate clients we're representing 25 foreign countries
علاوه بر موکلين شرکتى،در 25 .کشور خارجى،پرونده وکالت داريم
Naomi Klein (born May 8, 1970) is a Canadian author, social activist, and filmmaker known for her political analyses and criticism of corporate globalization and of corporate capitalism.
نائومی کلاین (متولد ۱۹۷۰) یک روزنامه نگار و فعال اجتماعی کانادایی است که بیشتر از همه به به خاطر تحلیل ها و نقدهایش بر جهانی سازی شرکتی(corporate globalization) کرده است.
In Google, expressions of corporate compassion almost always follow the same pattern.
در گوگل، بيان شرکتی ديگردوست تقريبا هميشه يك الگوي واحد دارد.
Truth, curiosity, diversity, no selling, no corporate bullshit, no bandwagoning, no platforms.
حقیقت، کنجکاوی، تنوع، پرهیز از فروش کنفرانس، پرهیز از شراکت یا چنین مزخرفاتی ، پرهیز از گیشه ای کردن، پرهیز از عمومی کردن.
The corporate name was finally changed to Brother Industries, Ltd. in 1962.
بعد از موفقیت های پیاپی نام شرکت در سال ۱۹۶۲ به صنایع برادر تغییر کرد.
We're finally gonna stop those corporate pigs from dumping that nuclear waste.
بالاخره قراره جلوي اين شرکت هاي خوک صفت رو از ريختن زباله هاي اتمي تو دريا بگيريم
For example, you could plot the flow of carbon through corporate supply chains in a corporate ecosystem, or the interconnections of habitat patches for endangered species in Yosemite National Park.
به عنوان مثال ، شما می توانید جریان کربن را با زنجیره های غذای متعامل در یک اکوسیستم متعامل، یا ارتباطات متقابل در زیستگاه مشترکشان بهم وصل کنید برای گونه های در خطر انقراض در پارک ملی یوسیمیت.
Last year saw 997 billion dollars in corporate fraud alone in the United States.
سال گذشته 997 میلیارد دلار کلاهبرداری شرکتی به تنهائی درایالات متحده دیدیم. سال گذشته 997 میلیارد دلار کلاهبرداری شرکتی به تنهائی درایالات متحده دیدیم.
I found this to be true, both on the individual level and at a corporate level.
من پي برده ام كه اين مساله، هم در سطح فردي و هم در سطح شركت صادق است.
So just to take some quick examples People text or do email during corporate board meetings.
خب فقط برای اینکه چند مثال بزنم برخی از افراد در طول زمان جلسه هیات مدیره پیامک یا ایمیل میفرستند. برخی از افراد در طول زمان جلسه هیات مدیره پیامک یا ایمیل میفرستند.
A really important point for me is that I don't use any brand or corporate sponsors.
یک نکته مهم برای من این بود که از هیچ مارک یا شرکتی به عنوان اسپانسر استفاده نکردم.
So, having said all that, what is the secret formula for brewing compassion in the corporate setting?
خوب، با توجه به همه آنچه گفته شد، اين فرمول مخفي ايجاد ديگردوستي در بافت شركت چيست

 

Related searches: Corporate Raiding - Raiding - Raiding Party - Bin Raiding - Cattle Raiding - Raiding Parties - Crop Raiding - Ram Raiding - Tomb Raiding - Raiding Patrol -