Translation of "explicitly guaranteed" to Persian language:


  Dictionary English-Persian

Explicitly - translation : Explicitly guaranteed - translation : Guaranteed - translation :

Ads

  Examples (External sources, not reviewed)

Guaranteed.
تضمين ميکنم.
Guaranteed results.
نتايج تضمين شده
Oh, certainly. Guaranteed.
بله , به شما قول مي دم
An explicitly sexual relationship.
يه رابطه ي جنسي صريح
He guaranteed me that.
ايشون اين رو تعهد کرده بود
You're guaranteed he'll say yes.
هيچ وقت اين کارو نکردم
You guaranteed there'd be no problems.
... تضمين مي کنم که ديگه مشکلي پيش نمياد
That's guaranteed or your money back.
اين تضمين شده است در غير اين صورت پولت رو پس ميديم
Guaranteed to cause some sleepless nights.
يه شب بي خواب رو تضمين مي کنه
That bird is a guaranteed failure.
تضمين مي کنم که اون پرنده يه شکسته.
And I was getting off. Guaranteed.
همه چيز تضمين شده بود.
For second language learners, success is not guaranteed.
برای زبان آموزان L۲، موفقیت، تضمین شده نیست.
Each one is absolutely, positively, 1 00 guaranteed...
هر کدوم از اين ها کاملا و قطعا و 100 درصد
And the rationale for this behavior is explicitly religious.
و به صورت کاملا روشنی ، پایه و اساس قانون تنبیه کودکان در مدارس بر اساس ادیان بنا شده است.
Although for Jerome... selection was virtually guaranteed at birth.
با اينحال براي جروم... انتخاب او در لحظه ي به دنيا آمدن تضمين شده بود.
Guaranteed results or your money back. All that bollocks.
نتيجه تضميني
It can reach into sources that are not explicitly available.
می تواند به منابعی دست پیدا کند که آشکارا در دسترس نیستند.
Maltravers it had the guaranteed future. A thing, Inspectorchief Japp.
فقط يه چيز سربازرس
I've just guaranteed the bank sufficient funds to meet their needs.
من همين الان وجوه کافي بانک رو تامين کردم که نيازهاي اونا رو جواب بده.
The trade route is ours, guaranteed by treaty with the king.
جاده بازرگاني مال ماست، با معاهده پادشاه تضمين شده.
LDA explicitly attempts to model the difference between the classes of data.
LDA همچنین سعی در مدلسازی تفاوت بین کلاس های مختلف داده ها دارد.
It's a racket where you're almost guaranteed to end up a bum.
يه مهموني عيش و نوش واسه طرف ميشه وقتي که که يه لوده از رينگ مياي بيرون
Man, I got that ill killer shit, Guaranteed to fuck you up.
دادا يه چيزي گرفتم سم ي، تضمين ميكنم بگات ميده.
Explicitly formula_31meaning it is easy to raise a diagonal matrix to a power.
ضرب اسکالر r در یک ماتریس A به این صورت تعریف می شود formula_30 formula_31 formula_32
He knows more about solar than anyone I know anywhere in the world guaranteed.
دانش او در زمینه انرژی خورشیدی از تمام کسانی که در دنیا می شناسم بیشتره.
This is explicitly showing you how things scale, and this is a truly remarkable graph.
این به صراحت به شما چگونگی سنجش و مقياس چیزها را نشان می دهد. و این یک نمودار واقعا قابل توجه است.
However, it is very difficult to produce explicitly a real number that is not computable.
به جدول نگاه کنید تفاوت اعداد در نوشتن عربی فارسی با انگلیسی بسیار اندک است.
The Java standard demands that every local variable must be explicitly initialized before being used.
استاندارد جاوا می خواهد که تمام متغیرهای محلی قبل از استفاده صریحا مقدار دهی شوند.
Daphne OK. Llively discussion guaranteed here, as always, as we get macro and talk commodities.
ویدیو زن باشه، حتما بحث می کنیم، مثل همیشه وقتی راجع به جنس ها صحبت می کنیم.
You did that because we bankrolled your casino and the Molinari family guaranteed his safety.
تو اين کار رو کردي چون سرمايه ما در کازينو بود و خانواده موليناري امنيت اونو تضمين کرده بودند بهتره درباره کار صحبت کنيم
For the genetically superior, success is easier to attain... but is by no means guaranteed.
براي يک شخص ارشدتر از نظر ژنتيکي،به دست اوردن موفقيت راحتتر است... ولي به هيچ عنوان تضمين شده نيست.
If a Java program is to exit with an error code, it must call System.exit() explicitly.
اگر برنامه جاوا بخواهد با خطا از برنامه خارج شود، باید system.exit() صدا زده شود.
This is guaranteed to make most of you feel pretty sad if I leave it on.
اگه اینو روشن بزارم مطمئنا اکثر شما رو غمگین می کنه.
I was just talking to old man Potter and he's guaranteed cash payments at the bank.
من همين الان با پاتر حرف مي زدم و اون پرداخت هاي نقدي بانک رو تامين کرده.
Robust control is a branch of control theory which approach to controller design explicitly deals with uncertainty.
به این نوع از طراحی که از این روش بهره می گیرد تئوری کنترل مقاوم گویند.
However, info was the only one of these, and the first, that was explicitly chartered as unrestricted.
اگرچه , .info فقط یکی از اینها بود، اما اولینشان بود که برای ثبت بدون محدودیت با صراحت مجوز دریافت کرد.
Symbols are guaranteed to be unique there can be no two equal symbols which are different objects.
symbolها تضمین شده اند که منحصربه فرد باشند و هیچ دو symbol برابر دو شی متفاوت نیستند.
That is, it is not guaranteed to produce the true tree with high probability, given sufficient data.
بدین معنی که، با احتمال بالایی تضمین نمی کند که درختی که می دهد درخت بهینه باشد حتی اگر داده ها کافی باشند.
Along with the usual sheaf of applicants submitted by Baird, of which virtually twothirds are guaranteed admittance,
تا دانشجويان مستعد رو براي ادامه تحصيل به اونها معرفي کنيم دانشجويان واقعا مستعد اجازه معرفي دوسوم دانشجويان رو داريم
So too was the Little Horn of Daniel 7, coming up among the divisions of Rome, explicitly applied.
پس از کسب رتبه کشیشی و آغاز تحصیلات خود در رشته الهیات در سال ۱۵۱۱ به رم فرستاده شد.
Any settings the program (and programmer) does not explicitly save must be set up again for each restart.
تنظیمات برنامه بطور صریح ذخیره نمی شوند و باید آنها را بعد از هر راه اندازی تهیه کرد.
Written out explicitly, the projection is formula_5 formula_6where formula_7and formula_8 is the unnormalized sinc function with the discontinuity removed.
Written out explicitly, the projection is formula_5 formula_6 formula_7و formula_8 is the unnormalized تابع سینک with the discontinuity removed.
The client is then explicitly aware of the proxy and connects to it, rather than the real server.
به همین اندازه این مسئله برای مشخص کردن مسیر ایمیل های دریافتی از طریق یک گذرگاه اهمیت دارد.
In some situations the sanctions of a court or other external authority must explicitly endorse a mediation agreement.
در برخی از شرایط توافق میانجیگری می بایست مورد تایید یک دادگاه یا یک قدرت بیرونی نیز برسد.
We, as other societies, accept having different opinions, especially when it is not explicitly stated in Quran or Hadith.
ما مثل سایر جوامع داشتن عقاید مختلف را می پذیریم، به خصوص زمانی که در قرآن یا حدیث به صراحت به آن اشاره ای نشده باشد.

 

Related searches: Explicitly Guaranteed - Explicitly Stated - Explicitly Mentioned - Explicitly Or Implicitly - Unless Explicitly Stated Otherwise - Explicitly Excluded - Explicitly Agreed - Unless Explicitly Stated - Mentioned Explicitly - Explicitly Address -