Translation of "provision of maintenance" to Persian language:


  Dictionary English-Persian

Maintenance - translation : Provision - translation : Provision of maintenance - translation :

Ads

  Examples (External sources, not reviewed)

Maintenance
نگه دارنده
Maintenance
آغاز...
Module maintenance
نگهداری ماژول
Marge maintenance.
پيش مارج
Call diesel maintenance.
جان استاتون به بخش تعميرات ديزل
Call diesel maintenance.
حالتون چطوره آقاي ترستن
KDE HTTP cache maintenance tool
ابزار نگه داشت نهانگاه قام KDE
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
یا مگر برای ادای وظیفه ات مزدی از آنان می خواهی که پذیرش دعوتت برای آنان سنگین است پس مزد پروردگارت بهتر است، و او بهترین روزی دهندگان است،
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
يا تو از آنها مزدى مى طلبى مزد پروردگارت بهتر است، كه او بهترين روزى دهندگان است.
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
يا مگر از آنان مزدى مى خواهى ! و حال آنكه مزد خير و پاداش و روزى پروردگارت بهتر است و او بهترين روزى دهندگان است.
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
آیا از ایشان هزینه ای مطالبه می کنی پس خراج و رحمت پروردگارت بهتر است. و اوست که بهترین روزی دهندگان است.
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
آيا از ايشان مزدى مى خواهى ولى مزد پروردگارت بهتر است كه بهترين روزى دهندگان است
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
يا از ايشان مزدى مطالبه مى كنى و مزد پروردگارت بهتر است، و اوست كه بهترين روزى دهندگان است.
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
آیا پرسیشان هزینه پس هزینه پروردگار تو بهتر است و او است بهترین روزی دهندگان
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
مگر تو از این امت خرج و مزد رسالت می خواهی (هرگز!) مزدی که خدا به تو دهد (از هر چیز) بهتر است، که خدا بهترین روزی دهنده است.
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
یا شاید از آنان مزدی می طلبی ولی پاداش پروردگارت بسی بهتر است، و او بهترین روزی دهندگان است
Or, is it that thou askest of them any maintenance? The maintenance of thy Lord is better, and He is the Best of providers.
یا اینکه تو از آنها مزد و هزینه ای (در برابر دعوتت) می خواهی با اینکه مزد پروردگارت بهتر، و او بهترین روزی دهندگان است!
The nest maintenance workers become foragers.
مورچه های تعمیرکار به جمع آوری غذا می پردازند.
Station reports that it needs maintenance
گزارشهای ایستگاه که نیاز به نگهداری دارد
So here's some blue nest maintenance workers.
مثلا اینجا مورچه های مسئول تعمیر و نگهداری لانه را با رنگ آبی می بینیم.
I've got my book on engine maintenance.
يه کتاب در مورد نگهداري موتور دارم
They may be responsible for calibration, testing and maintenance of the system.
ایندکیتور و یا نمایشگرها از دیگر اجزاء یک سیستم کنترل می باشند.
Open the pressure maintenance hatch... on unit number...
دریچه حفظ فشار رو باز کن. واحد شماره...
Commitment electroconvulsive therapy maintenance in eine secure facility.
توقيف شوک الکتريکي و مراقبت ويژه
... there was, as Bismarck himself said, a premium upon the maintenance of peace.
سال ۱۸۶۷، کنفدراسیون آلمان شمالی تا سیس شد که در آن بیسمارک به عنوان صدراعظم صدا زده شد.
There are nest maintenance workers working throughout the nest.
مورچه های تعمیرکار هم هستند که داخل لانه کار می کنند.
management, control, maintenance, research, teaching, propaganda, entertainment, and pseudocritique.
که براي سيستم معاصر توليد بسيار ضروري اند مديريت، کنترل، نگهداري، تحقيق، تدريس، تبليغات، تفريحات، و نقادي.
Eugene Fisk is marrying some girl in Valve Maintenance.
يوجين فيسک داره با يه دختره که تو بخش پشتيباني کار مي کنه ازدواج مي کنه
Each system contributes to the maintenance of homeostasis, of itself, other systems, and the entire body.
هر یک از سیستم ها به حفظ هومئوستاز خود، دیگر سیستم ها و کل بدن کمک می کنند.
Station reports that it needs maintenance. Please try again later.
گزارشهای آب و هوایی که نیاز به نگهداری دارد لطفا ، بعدا دوباره سعی کنید
CMMS packages can produce status reports and documents giving details or summaries of maintenance activities.
بسته های CMMS می توانند گزارشهای وضعیتی و اسناد معرف جزییات یا خلاصه فعالیتهای تعمیراتی را تولید کنند.
The cost of installation is almost the only cost, as there is very little maintenance required.
استفاده از عدسی ها و آینه ها برای تمرکز نور خورشید از یک منطقه بزرگ در یک نقطه کوچک است.
Software engineering is the study and an application of engineering to the design, development, and maintenance of software.
مهم ترین شاخص در مهندسی نرم افزار تولید نرم افزار با کیفیت مناسب در جهت نیازهای مشتری است.
This does not substantially increase space consumption or maintenance on the tree.
این نگهداری و مصرف فضا روی درخت را عمدتا افزایش نمی دهد.
If you don't mind, I'd like to take him down to maintenance.
اگه از دید شما مانعی نداره ببرمش پایین به واحد تعمیرات.
So for example, I created more work for the nest maintenance workers by putting out a pile of toothpicks near the nest entrance, early in the morning when the nest maintenance workers are first active.
برای مثال، با قرار دادن توده ایی از خلال دندان نزدیک در ورودی لانه، برای مورچه هایی که مسئول نگهداری و تعمیر لانه هستند و فعالیتشان را صبح خیلی زود آغاز می کنند، بار کاری بیشتری ایجاد کردم.
Major decisions were made concerning the maintenance of law and order and the protection of persons and private property.
تصميمات عمده در زمينه نگراني براي حفظ قانون و نظم و مراقبت از جان افراد و املاک و حريم خصوصي گرفته شدند
Does it matter to the foragers what the nest maintenance workers are doing?
آیا برای آذوقه جمع کن ها مهم است که مورچه های تعمیرکار چه فعالیتی انجام می دهند
They could outsource all their problems protection from predators, food finding, health maintenance.
اونا توانستند بر مشکلات فائق بیایند محافظت در برابر شکارچیان، دستیابی به غذا، بهداشت کافی .
Repair maintenance, kids pestering you to take them for a ride all the time.
نگه داري کردنش، پشت سرهم ... بايد بچه ها رو ببري بيرون
But if instead I start to meet a higher number of nest maintenance workers, I'm less likely to forage.
اما اگر به جای آن به تعداد بیشتری مورچه های تعمیرکار برخورد کنم، احتمال اینکه آذوقه جمع کنم، کمتر است.
Every network must have one coordinator device, tasked with its creation, the control of its parameters and basic maintenance.
هر شبکه باید یک دستگاه هماهنگ کننده و کنترلگر پارامترهای آن و تعمیرات اساسی را ایجاد نماید.
The first is that the most important political value for the Chinese is unity, is the maintenance of Chinese civilization.
اولی آن که مهمترین ارزش سیاسی برای چینی ها اتحاد است، نگهداشتن تمدن و فرهنگ چینی است.
So it has to know the difference between a forager and a nest maintenance worker.
برای همین لازم است که یک مورچه توان تشخیص میان مورچه های مسئول آذوقه و تعمیرکار را داشته باشد.
(Laughter) Think of what this got them. They could outsource all their problems protection from predators, food finding ... (Laughter) ... health maintenance.
فکر کنید به این خاطر چی عایدشون شده. اونا توانستند بر مشکلات فائق بیایند محافظت در برابر شکارچیان، دستیابی به غذا، بهداشت کافی .

 

Related searches: Provision And De-provision - Provision Shall Be Replaced By A Provision - Provision Provision - Invalid Provision Such Valid Provision - Ineffective Provision With An Effective Provision - Provision Or Part-provision - Garden Leave Provision Provision - Such Invalid Provision Shall Be Replaced By A Provision That - That Provision Or Part-provision Shall - Maintenance Provision -