Translation of "react" to Persian language:
Dictionary English-Persian
React - translation :
Examples (External sources, not reviewed)
| You're forced to react. | و تو مجبوري که عکس العمل نشان بدهي |
| It's very easy to react. | این خیلی آسان است که واکنش نشان دهیم. |
| If that's how friends react... | اگه این واکنشیه که یه دوست نشون میده... |
| And how did he react? | شايد |
| And we won't react to it. | و ما جواب آن را نمیدهیم. |
| (Children react) Child Oh my God. | (بچه ها واکنش نشون میدند) کودک اه خدای من. معلم حالا این را به دو طرف حرکت دهید. ببینید چه اتفاقی میفته. ازش دور شو و دوباره بهش برگرد. کودک اوه این خیلی باحاله. معلم و حالا ، ایا این دوباره گرفتید کودک اه خدا من! چطور این کار را کردی کودک دوم این سحر و جادو هست. |
| I don't want you to react. | نميخوام واکنش نشون بدي. |
| How do you react to that? | عکس العمل شما چه خواهد بود |
| And they don't react to background sounds. | واونها به صداهای پس زمینه واکنشی نشان نمیدهند. |
| Chinese Netizens React to Ukraine Revolution Global Voices | شهروندان اینترنتی چینی به انقلاب اکراین واکنش نشان می دهند |
| So we knew we had to react quickly. | پس ما میدانستیم که باید بسرعت واکنش نشان دهیم. |
| Different individuals react to various factors in different ways. | عکس العمل افراد مختلف به عوامل مختلف، متفاوت است. |
| Mrs. Bertholt. How did she react to all this? | خانم برتولت، اون چطور با تمام اين ماجرا برخورد کرد |
| Yeah. Like me. I don't react well to bullets. | آره، مثل خود من منم به برخورد گلوله عکس العمل خوبي نشون نميدم |
| Because I have to know how people react to things. | چون من باید بدونم که مردم چه عکس العملی به مسائل نشون میدن. |
| It's set to react when the spray hits the sensors. | طوري تنظيم شده که وقتي اسپري به سنسور بخوره عکس العمل نشون بده |
| Most things in here don't react too well to bullets. | اکثر چيزهايي که اينجان، عکس العمل خوبي به برخورد گلوله نشون نميدن |
| Ryan, some things in here don't react well to bullets. | رايان، بعضي چيزها که اينجان، عکس العمل خوبي به برخورد گلوله نشون نميدن |
| But really, power is also about how you react to stress. | اما در واقع، معنای قدرت اینه که شما چطور دربرابر استرس واکنش نشان می دید. |
| You'll hear a train in moment that they don't react to. | شما یک ترن را خواهید شنید درلحظه ای که اونها بهش واکنش نشون نمیدن. |
| But they react to foreground sounds. You'll hear that in a second. | اما اونها به صدای پیش زمینه عکس العمل نشان میدهند.شما اون صدا را در یک ثانیه میشنوید. |
| Are the cells going to tolerate it? Will the immune system react? | آیا سلولها قادر به تحمل آن هستند آیا سیستم ایمنی واکنش نشان خواهد داد |
| You didn't react to that, so it's four letters in the title. | عکس العملی نشان ندادی، پس اسمش 4 حرف داره. |
| Stars are fueled by how the nuclei in those atoms react together. | ستاره ها سوخت خود را از برهمکنش هسته اتمها بدست می آورند. |
| I can't wait to see what Frank's gonna react to this one. | دوست دارم ببينم فرانک با تو چکار ميکنه |
| Which is why you react the way you do, because it looks impossible. | به همین دلیل شما در راهی که میرید واکنش نشون میدید چون به نظر غیر ممکن میرسه. |
| (Noise) But they react to foreground sounds. You'll hear that in a second. | (صدا) اما اونها به صدای پیش زمینه عکس العمل نشان میدهند.شما اون صدا را در یک ثانیه میشنوید. |
| I haven't been by because I didn't know how your husband would react. | منکنارشنبودم، چونواکنششوهرترونمیدونستم. |
| I was worried. I didn't know how I'd react to being next to her. | خیلی نگران بودم. نمی دانستم چه واکنشی باید در برابرش نشان بدم. خیلی نگران بودم. نمی دانستم چه واکنشی باید در برابرش نشان بدم. |
| The animal will react by freezing, sort of like a deer in the headlights. | حیوان با خشک شدن در جای خودش واکنش نشان می ده، مثل یک گوزن که در جاده چراغهای جلوی یک ماشین را می بینه. |
| He'll play it. I don't know how we'll react to it, but something will change. | او این را مینوازد. من نمی دونم که ما چطور واکنش نشون میدیم، اما چيزي تغيير خواهد كرد. |
| Bloggers can transform a topics into hot issues in society, and force government to react. | گرچه همیشه نمی توان به اخباری که از این طریق منتشر می شود اعتماد نمود. |
| I got these from some guy... and it's funny how some babies react to 'em. | چقدر جالبه که بعضي از بچه ها را مي ترسونه |
| It may be necessary to create a functional group in the molecule to make it react. | گروه های عاملی یکسان در یک مولکول به واکنش شیمیایی یکسان در آن مولکول می انجامند. |
| As the density further increases, the remaining electrons react with the protons to form more neutrons. | با افزایش بیشتر چگالی، الکترون های باقی مانده با پروتون ها واکنش داده تا نوترون های بیشتری تولید شوند. |
Related searches: Ability To React - React Immediately - React Accordingly - React Badly - React Proactively - Quickly React - React Right - React Reluctantly - React Favorably - React To The Situation -