Translation of "spring hinge" to Persian language:
Dictionary English-Persian
Examples (External sources, not reviewed)
| Hey, Jerry. Jerry, are you okay with this hinge? | بعد از شنيدن متوالي صداهاي عجيب درو با مهروموم بست |
| Yeah. I can get you any kind you want. Four holes, two holes, bronze, no hinge at all. | درسته اين در رو کسي از اون موقع تا الان باز نکرده |
| Spring | مرتب سازی |
| spring | چاپ |
| Insert Horizontal Spring | افقی در شکاف دهنده |
| Insert Vertical Spring | درج فنر عمودی |
| Spring in Tomainia. | بهار تومانيا |
| Here's the spring. | اينجا يك چشمه است. |
| Spring and summer? | بهار و تابستان |
| Tar Spring, in Dehloran. | در شهریور ۱۳۱۴ ه. |
| 1, spring 1998, pp. | ۱، spring 1998, pp. |
| Winter changed into spring. | زمستان به بهار تبديل شد |
| Spring changed into summer. | بهار به تابستان |
| Everywhere, Taksim is being compared to Tahir, the Turkish spring to the Arab spring. | همه جا میدان تکسیم با تحریر مقایسه می شود، بهار ترکی با بهار عربی. |
| She escaped, and returns every spring to take revenge on Hades, with her Spring powers. | مثلا میتونست اینجوری بگه Persephone آزاد نشد، او فرار کرد و هر سال برای انتقام ازHades برمیگشت. و هر سال برای انتقام ازHades برمیگشت. |
| A book is a set of written, printed, illustrated, or blank sheets, made of ink, paper, parchment, or other materials, usually fastened together to hinge at one side. | ساخته شده از جوهر، کاغذ (ورق)، پوست حیوانات یا مواد دیگر می باشد، که معمولا از یک طرف یا سمت به یکدیگر محکم شده یا متصل می گردند. |
| 12 1 (Spring 2004), pp. | ۱۲ 1 (Spring 2004), pp. |
| A spring there, called Salsabil. | از چشمه ای در آنجا که سلسبیل نامیده شود، |
| A spring there, called Salsabil. | از چشمه اى كه آن را سلسبيل مى گويند. |
| A spring there, called Salsabil. | از چشمه اى در بهشت كه سلسبيل ناميده مى شود |
| A spring there, called Salsabil. | از چشمه اى در آنجا كه سلسبيل ناميده مى شود. |
| A spring there, called Salsabil. | در آنجا چشمه ای است که سلسبیلش نامند. |
| A spring there, called Salsabil. | (این جامها پر می شوند از) چشمه ای که در بهشت است و سلسبیل نامیده می شود. ع ی نا (نگا انسان 6). س ل س ب یلا در لغت، به معنی آب روان و خوشگوار است. در اینجا اسم خاص است. |
| A spring there, called Salsabil. | از چشمه ای در آنجا که سلسبیل نامیده می شود |
| A spring there, called Salsabil. | از چشمه ای در بهشت که نامش سلسبیل است! |
| A spring there, called Salsabil. | چشمه ای در آن که نامیده شود سلسبیل |
| A spring there, called Salsabil. | از چشمه اى در آنجا كه سلسبيل روان و گوارا نامند. |
| A spring there, called Salsabil. | چشمه ای در آن جا که سلسبیل نامیده می شود. |
| A spring therein named Salsabeel. | از چشمه ای در آنجا که سلسبیل نامیده شود، |
| A spring therein named Salsabeel. | از چشمه اى كه آن را سلسبيل مى گويند. |
| A spring therein named Salsabeel. | از چشمه اى در بهشت كه سلسبيل ناميده مى شود |
| A spring therein named Salsabeel. | از چشمه اى در آنجا كه سلسبيل ناميده مى شود. |
| A spring therein named Salsabeel. | در آنجا چشمه ای است که سلسبیلش نامند. |
| A spring therein named Salsabeel. | (این جامها پر می شوند از) چشمه ای که در بهشت است و سلسبیل نامیده می شود. ع ی نا (نگا انسان 6). س ل س ب یلا در لغت، به معنی آب روان و خوشگوار است. در اینجا اسم خاص است. |
| A spring therein named Salsabeel. | از چشمه ای در آنجا که سلسبیل نامیده می شود |
Related searches: Hinge Spring - Hinge On - Hinge Joint - Pivot Hinge - Piano Hinge - Hinge Plate - Friction Hinge - Folding Hinge - Hinge Arm - Put-up Hinge -