Translation of "tomb raiding" to Persian language:


  Dictionary English-Persian

Raiding - translation : Tomb - translation : Tomb raiding - translation :

Ads

  Examples (External sources, not reviewed)

Raiding at dawn.
و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم می برند
Raiding at dawn.
و صبحگاهان هجوم آرند،
Raiding at dawn.
و سوگند به تکاوران بامدادی
Raiding at dawn.
و سوگند به هجوم آوران سپیده دم
Raiding at dawn.
و سوگند به اسبانى كه بامدادان هجوم آورند،
Raiding at dawn.
و قسم به هجوم آوران در سپيده دم
Raiding at dawn.
پس تاخت آرندگان به بامداد
Raiding at dawn.
و (بر دشمن شبیخون زدند تا) صبحگاه (آنها را) به غارت گرفتند.
Raiding at dawn.
پس سوگند به يورش برندگان بامدادى،
Raiding at dawn.
پس (سوگند به) هجوم کنندگان ناگهان (در) صبحگاهان.
And raiding at dawn
و قسم به هجوم آوران در سپيده دم
And raiding at dawn
و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم می برند
And raiding at dawn
پس سوگند به يورش برندگان بامدادى،
And raiding at dawn
پس (سوگند به) هجوم کنندگان ناگهان (در) صبحگاهان.
And raiding at dawn
و سوگند به تکاوران بامدادی
And raiding at dawn
و سوگند به هجوم آوران سپیده دم
And raiding at dawn
پس تاخت آرندگان به بامداد
And raiding at dawn
و صبحگاهان هجوم آرند،
And raiding at dawn
و (بر دشمن شبیخون زدند تا) صبحگاه (آنها را) به غارت گرفتند.
And raiding at dawn
و سوگند به اسبانى كه بامدادان هجوم آورند،
Pharaoh's Tomb
مقبره فرعون
Napoleons Tomb
قبر ناپلئون
Tomb Her tomb at Giza is known (G 1225).
آرامگاه نفرتیابت مصطبه G 1225 در جیزه است.
From cradle to tomb
از گهواره تا قبر
Show me the tomb.
قبرش رو نشانم بده
The tomb is open.
قبر باز شده !
His tomb is in there.
مقبره ش اينجاست
A tomb with a view.
مقبره با منظره ي خوب
No tomb, no grave, nothing.
نه قبر، نه کفن، هيچي
Peter, see the tomb for yourself.
... پطرس خودت قبر رو ببين
Which tomb is the Elder Gods'?
مقبره خدايان بزرگ کدومه
A mausoleum may be considered a type of tomb, or the tomb may be considered to be within the mausoleum.
آرامگاه یادمانی در زبان های غربی mausoleum نامیده می شود که از نام ماسول، یکی از ساتراپ های هخامنشیان گرفته شده است.
So effectively, we went from womb to tomb.
خوب عملا ، ما از رحم به آرامگاه رفتیم.
He died and was taken to his tomb.
او مرده و در مقبره اش به خاک سپرده شده
While alone and insane, encased in his tomb,
در تنهايي مطلق و زنداني در جنون سرنوتش
A tomb with a view. Ha ha ha!
مقبره ي با منظره ي خوب.مقبره ي با منظره ي خوب
Pit buhh's out of the cage. Crips are raiding the store.
گاو وحشي از قفس خارج شده چلاق ها دارن کتاب مي خونن
But were stopped by the door of a tomb
اما بر درگاه آرامگاهي ايستاديم
A pyramid, sir, is much more than a tomb.
قربان،هرم چيزي بيش از يه گوره
Here, by this tomb redolent with the smell of death.
اينجا کنار گورستان که نفس مرگ از آن متصاعد مي شود
My son, I shall build your tomb upon their crushed bodies!
پسرم ، مقبرت رو روي جنازه له شده اونها ميسازم
Google Nose. What does the inside of an Egyptian tomb smell like?
Google Nose. داخل معبد مصر چه بویی می آید
Falls. If thou be merciful, Open the tomb, lay me with Juliet.
کاهش می یابد. اگر تو مهربان ، باز کردن آرامگاه ، وضع من با ژولیت.
Our play is called The Artistic Haunting or The Tomb of lllusions.
درام ما گورستان اوهام ناميده مي شود يا مقبره توهم
Would you bury the old woman alive in a tomb of rock?
ميدوني حمله به مصري مجازانش مرگه

 

Related searches: Tomb Raiding - Raiding - Raiding Party - Corporate Raiding - Bin Raiding - Cattle Raiding - Raiding Parties - Crop Raiding - Ram Raiding - Raiding Patrol -