Translation of "treated" to Persian language:
Dictionary English-Persian
Examples (External sources, not reviewed)
| They treated me humaneIy. | اونها من رو مداوا کردند |
| To be treated gently. | با او با ملايمت رفتار شود |
| He's treated her all along. | او تمام مدت کارين را معالجه کرد |
| You should be treated, Nasir. | . باید درمان بشی ، نصیر |
| influential, to be treated gently. | با او با ملايمت رفتار شود |
| Have I treated you well? | تو اين مدت درست توجيه ت کردم |
| Egypt Tourists Treated Poorly Global Voices | مصر قربانیان بدرفتاری پلیس |
| Look, Sport never treated me bad. | ببین، اون جوونه هیچوقت باهام بدرفتاری نکرده. |
| If enabled this is a word is treated like a word. Otherwise it is treated like 4 words. | اگر فعال باشد ، این یک واژه است مانند یک واژه عمل می کند. در غیر این صورت ، مانند ۴ واژه عمل می کند. |
| Unfortunately, treated again with surgery and chemotherapy. | متاسفانه، دوباره تحت عمل جراحی و کیموتراپی قرار می گیرد. |
| Unknown will be treated as Normal Window | ناشناخته ـ به عنوان پنجرۀ عادی رفتار می کند |
| I didn't like how they treated you. | از رفتاری كه با تو داشتن خوشم نیومد |
| poorly treated for their constantly recurring illnesses | بيماري هايشان به درستي درمان نمي شود |
| Perhaps you think you're being treated unfairly? | شايد فکر کني که غيرمنصفانه ست |
| He treated you like a royal visitor. | او به مانند يک مهمان سلطنتي با تو رفتار کرده |
| I've never treated you like a prostitute. | من هيچ وقت مثل هرزه ها با تو رفتار نکردم |
| You treated me like a fucking jerk. | تو با من مثل يه احمق رفتار کردي |
| These effects are treated by the Fresnel equations. | این تأثیرات را می توان با معادلات فرنل مرتبط کرد. |
| Sexual partners should also be notified and treated. | شریک جنسی نیز باید تحت درمان قرار گیرد. |
| She is treated with surgery, chemotherapy and radiation. | با جراحی مداوا می شود، کیموتراپی و تابش اشعه. |
| And we subsequently treated more than 600 dogs. | و متعاقب آن بیش از 600 سگ دیگر را درمان کردیم. |
| Provided that we treated him like a grownup | مخصوصا اگه مثل يه فرد بالغ باهاشون رفتار شه. |
| (Hetty) He always treated her like a chit. | اون هميشه با براندا مثل يه احمق رفتار ميکرد |
| I'm not used to being treated so well | من عادت ندارم که با من خوشرفتاري بشه |
| I belonged. I was treated like a grownup. | من متعلق به اونجا بودم با من مثل يه مرد بالغ رفتار مي شد |
| We were treated like movie stars with muscle. | با ما مثل ستاره هاي خوش هيکل سينما رفتار ميشد |
| While tuberculosis of the lungs is typically treated for six months, those with tuberculous meningitis are typically treated for a year or longer. | در حالی که درمان سل شش ها معمولا در شش ماه صورت می پذیرد، افراد مبتلا به مننژیت سلی معمولا یک سال یا بیشتر تحت درمان قرار می گیرند. |
| They've treated 50,000 kids in Vietnam with this technology. | با این تکنولوژی ۵۰,۰۰۰ نوزاد را در ویتنام درمان کردند. |
| They should be treated with compassion and offered help. | نیاز به دلسوزی و کمک دارند. |
| I laughed and treated it all as a joke. | من به همه چيز خنديدم و مثل يه جک به اين موضوع نگاه کردم |
| As you can see, we are treated very well. | همونجور كه ميبيني با ما خيلي خوب رفتار ميشه |
| Are our men treated that well in Andersonville Camp? | آيا با سربازان ما در كمپ اندرسون ويل خوشرفتاري ميشه |
| Certainly to be treated gently... and certainly with caution. | حتما بايد با او با ملايمت رفتار کنيم و حتما با احتياط |
| Hercules treated as a common mortal by those scoundrels. | هرکول همونطور که اون فناپذيرهاي پست خواسته بودن .عمل کرد |
| How harshly the mode of production has treated them! | اين احمق هايي که غرق اين توهم اند که رأيشان معنايي دارد. شيوه توليد چه بلايي سرشان آورده! |
Related searches: To Be Treated - Treated With - Are Treated - Treated Confidentially - Being Treated - Treated Like - Was Treated - Non-treated - Treated Effluent - Treated Surface -