Translation of "wine shop" to Persian language:


  Dictionary English-Persian

Ads

  Examples (External sources, not reviewed)

Open shop!
مغازه رو باز کن!
Book Shop
کتابفروشي
Gift shop.
من بردم
Open the shop.
مغازه رو باز کن
Phil's Bake Shop.
شیرینیفروشیهفیل.
Close the shop!
مغازه رو تخته کن !
In any shop
تو هر مغازه اي
Yvonne's Coffee Shop.
. رستوران ايوان.
A coffee shop?
قهوه خونه
No shop talk.
.صحبت در مورد کار ممنوع
No merchant is minding his shop. God is minding the shop.
دکان دار ها بفکر پول و مغازه شون نيستند
But also, don't shop.
اما خريد هم نكنيد.
In a butcher shop?
توی یه قصاب خونه
Call the machine shop.
اونو به حیاط منتقل کنین این از کون ننه ت بود رانکن اون جنده خیلی پرسروصداست شماها همتون لات و الواط هستین اینجا قایم شدین و توی تاریکی جیغ و داد میکنین
Let's not talk shop.
چراكه نه
BARBER SHOP FOR SALE
فروشگاه سلماني براي فروش
The video shop, Tommy?
ويدئو کلوپ، تامي
The fucking video shop?
ويدئو کلوپ لعنتي
I can't shop anymore.
ديگه نمي خوام برم خريد!
Waiter, the wine. The wine.
پيشخدمت، شراب، شراب.
And so a retailer, if you were to go into a wine shop and you had to buy a bottle of wine, and you see them here for eight, 27 and 33 dollars, what would you do?
مثلا اگر شما به یک مغازه برای خرید یک بطری شراب بروید و ببینید که قیمت های مختلفی مثل ۸ دلار، ۲۷ دلار و ۳۳ دلار وجود دارد. چه می کنید
Oh, this is shop talk.
صحبت کاره
She went into a shop.
. رفت توی یه مغازه
I got a varnish shop.
يه مغازه ي روغن کاري دارم
I'm off to the shop.
مغازه رو همينجوري ول کردم..
Pawn shop, 23rd and Lex.
يک قرضه فروشي بود
Wake up. Time to shop.
بلند شو زمان خريده
Get out of my shop.
از فروشگاه من برين بيرون
Everybody snacks when they shop.
همه وقتي خريد مي کنن ، تنقلات مي خورن
An old TV repair shop.
يه تعميرگاه قديمي تلويزيون.
Wine.
مشروب.
Wine!
شراب !
Wine.
مشروب.
Wine?
شراب
I'll have wine, the wine of beauty.
اون سزاوار شکوه و عظمت شما نيست ... بگذاريد چشمانم
Their father owned a bicycle shop.
پدر آنها مالک یک فروشگاه دوچرخه بود.
We'll set up shop in town.
تويشهرسالنورزشراهمي ندازيم.
Mrs. Plumpton at the shop has.
خانم پلامتون توي فروشگاهش داره
We shop at the army commissary.
ما از فروشگاه مخصوص ارتش خريد مي کنيم
Stop the thief! ln my shop!
دزدو بگيرين ، تو مغازمه!
I got a shop to run.
من اينجا يه بيزينس دارم.
I'll meet you outside The shop.
بيرون مغازه مي بينمت
The coffee shop is that way.
کافي شاپ اونطرف
Mail it to Yvonne's Coffee Shop.
بفرستيش به رستوران ايوان
Yvonne got her coffee shop back.
ايوان دوباره رستوران خودشو باز کرد.

 

Related searches: Shop Shop Shop - Wine Wine Glass - Wine Shop - Wine Tasting Shop - Online Wine Shop - Shop To Shop - From Shop To Shop - Shop In Shop Partner - Shop-in-shop Areas - Go From Shop To Shop -