Translation of "with" to Persian language:
Dictionary English-Persian
With - translation :
Examples (External sources, not reviewed)
| With gold, with guns, with everything. | با طلا، اسلحه و همه چيز |
| With loving kindness, with patience, with openness? | با عشق و علاقة قلبی، صبوری، و پی بردگی انجام دهیم |
| You can drive with... with... with the doctor. | خوب، مي توانيد با آقاي دكتر برويد. |
| With guns, with knives, with his bare hands. | با اسلحه , با چاقو و حتي با دستهاي خالي |
| with pictures, with travel tips. | با تصویر، با پیشنهادهایی برای سفر. |
| Meraki, with passion, with love | Meraki ، با احساس، با عشق کلمات شما، زبان شما، در هر کجا به بیش از ۷۰ زبان تایپ کنید |
| Not with wordstuff, with sonic. | نه با بازي کلمات ، با شنيدن. |
| ...slept with him. With Bruce? | باهاش خوابیدم _ با بروس |
| ...with friends, with the police... | ...با دوستام.. با پليس... |
| A home with a job, a family with health, the youth with education, a country with a future with Horacio_Cartes Paraguay UnNuevoRumbo | خانه ای با یک شغل، خانواده ای سالم، جوانانی با تحصیلات، و یک کشور با آینده ای روشن با Horacio_Cartes Paraguay UnNuevoRumb |
| Thus p contrasts with pʰ , t with tʰ , k with kʰ , and the affricate t ʃ with t ʃʰ . | این زبان ها که در پی تصمیمات اجتماعی سیاسی در دوران معاصر نام کردی به خود گرفته اند عبارتند از کرمانجی، کلهری، سورانی، گورانی و اورامانی. |
| We will go with our young and with our old, with our sons and with our daughters... | با پسران و دخترانمان با گله ها و حيواناتمان ميريم |
| With my... With my trusty umbrella. | با چتر مورد اطمينان من |
| With us, baby, you're with us. | با ما، عزيزم، تو با ما هستي |
| With a swing, not with force. | با تاب خوردن، نه با فشار |
| y year with 2 digits Y year with 4 digits m month with 1 or 2 digits M month with 2 digits d day with 1 or 2 digits D day with 2 digits H hours with 2 digits I minutes with 2 digits S seconds with 2 digits | y سال با ۲ رقم Y سال با ۴ رقم m ماه با ۱ یا ۲ رقم M ماه با ۲ رقم d روز با ۱ یا ۲ رقم D روز با ۲ رقم |
| We were experimenting with type, with illustration, with photos. And we had fun. | ما با حروف چینی، با تصوير، با عکس امتحان میکردیم. و لذت می بردیم. |
| Experimented with my body, experimented with jewelry, experimented with all sorts of things. | با بدنم آزمایش می کردم، با زیورآلات آزمایش می کردم، با همه جور چیز آزمایش می کردم. |
| With collarbones, as if with timber work, | با ترقوه ام که گويي از چوب ساخته شده |
| No. Come with me. Come with me. | .نه ، با من بيا ، با من بيا |
| Look around. Go out with, with somebody... | حواست به دوربرت باشه وبروبا کسيباش که... |
| I step inside a jab with a left, with a right, with a left. | من ميرفتم و کارش رو ميساختم،يه چپ يه راست يه چپ |
| With. | با. |
| with | با |
| With | عرض |
| With | با |
| With. | با همديگه |
| With. | با. |
| So we threw in we created a primordial soup with lots of pieces of robots with bars, with motors, with neurons. | پس ما شروع کردیم ما سوپی از عناصر اولیه ساختیم با تعداد بسیار زیادی از قطعات روبات ها با میله ها، با موتور ها، با نورون ها. |
| and aided you with sons and with cattle, | به وسیله چهارپایان و فرزندانی، به شما یاری داده است. |
| and aided you with sons and with cattle, | و به شما چارپايان و فرزندان ارزانى داشته است، |
| and aided you with sons and with cattle, | شما را به دادن چهارپايان و پسران مدد كرد |
| Come with me. You'll have fun with us. | بامنبیا، خوشمیگذره. |
| Armed with torpedoes to deal with enemy carriers? . | هواپيماها روبراي مقابله با كشتيهاي دشمن به اژدر مجهز كنيم |
| This is called stealing! With orientation, with intelligence. | به این میگن دزدی با هدف، با هوش |