Translation of "another" to Persian language:
Dictionary English-Persian
Another - translation :
Examples (External sources, not reviewed)
| Another neighbourhood, another town, another job. | يه محله ي ديگه يه شهر ديگه،يه شغل ديگه |
| on another country, another distance, another music, endlessly. | فاصله اي ديگر و موسيقي ديگري تا ابد بازتابد. |
| Another jab. Another jab. | يه مشت ديگه، يکي ديگه |
| Another basement. Another elevator. | يه طبقه ديگه يه اسانسور ديگه |
| Another, another three digit another three digit number, sir? | یکی دیگه، یه عدد سه رقمی دیگه آقا، یک عدد سه رقمی دیگر |
| Another round! Serve another round! | يه دور ديگه يه دور ديگه بريز |
| OK, another, another three digit number, sir? | خب، یکی دیگه، یه عدد سه رقمی دیگه، آقا |
| Another left, another right to the jaw. | يک چپ ديگه، يک راست ديگه به فک. |
| Another. | يکيديگه! |
| Another. | يکي ديگه! |
| It's another spacecraft! I repeat, it's another spacecraft! | يک سفينه فضايي ديگه است تکرار ميکنم ، يک سفينه فضايي ديگر است |
| They will come to one another, questioning one another. | به یکدیگر رو کرده از هم می پرسند این چه وضعی است |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس به یکدیگر رو کرده به سرزنش و ملامت هم پرداختند. |
| They will come to one another, questioning one another. | و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند. |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس زبان به ملامت يكديگر گشودند. |
| They will come to one another, questioning one another. | و روى به يكديگر كنند و از هم بپرسند |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس بعضى بر بعضى روى كرده يكديگر را ملامت مى كردند |
| They will come to one another, questioning one another. | و بعضى روى به بعضى ديگر مى آورند و از يكديگر مى پرسند! |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس بعضى شان رو به بعضى ديگر آوردند و همديگر را به نكوهش گرفتند. |
| They will come to one another, questioning one another. | و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند. |
| Then they turned to one another, blaming one another. | و رو به یکدیگر کرده به ملامت و نکوهش هم پرداختند. |
| They will come to one another, questioning one another. | (در این حال) بعضی رو به بعضی می نمایند و همدیگر را بازخواست می کنند. ی ت س آء ل ون از همدیگر بازخواست می کنند. به گونه کشمکش و سرزنش از یکدیگر سؤالاتی می کنند و همدیگر را مقص ر وضع موجود قلمداد می نمایند. |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس به همدیگر رو کردند و زبان به سرزنش یکدیگر گشودند. أ ق ب ل رو کرد. |
| They will come to one another, questioning one another. | و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند |
| Then they turned to one another, blaming one another. | سپس به سرزنش به همدیگر روی آوردند |
| They will come to one another, questioning one another. | (و در این حال) رو به یکدیگر کرده و از هم می پرسند... |
| Then they turned to one another, blaming one another. | سپس رو به یکدیگر کرده به ملامت هم پرداختند، |
| They will come to one another, questioning one another. | و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش کنان |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس روی آوردند برخیشان به برخی نکوهش کنان |
| They will come to one another, questioning one another. | و برخى از ايشان بر برخى ديگر پيروان و پيشوايان روى كرده يكديگر را مى پرسند. |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس برخى از ايشان بر برخ ديگر سرزنش كنان روى آورده، |
| They will come to one another, questioning one another. | و بعضی روی به بعضی دیگر آوردند حال آنکه از یکدیگر می پرسند! |
| Then they turned to one another, blaming one another. | پس بعضیشان رو به بعضی دیگر آوردند، در حالی که همدیگر را به نکوهش گرفتند. |
| Another millimeter? | یه میلیمتر بیشتر |
| Another time. | یه بار دیگه |
Related searches: Yet Another Another Of - Another - One Another - Another Time - One After Another - With One Another - Another Day - An Another - From One To Another - For Another -