Translation of "deep affection" to Persian language:


  Dictionary English-Persian

  Examples (External sources, not reviewed)

The locals all have a deep affection for him, based on respect and gratitude.
. افراد محلی ارزش و احترام زیادی برای وی قائل هستند
I was overwhelmed with love and affection for my wife, with deep, deep gratitude that we had what appeared to be a healthy child.
وجودم سرشار از عشق و احساس نسبت به همسرم بود، با قدرداني عمیق که ما فرزند تندرست و سالمی داشتیم.
Only the right education, and deep affection between people everywhere, will resolve many problems including the environmental challenges.
فقط آموزش درست، و محبت عمیق بین مردم در همه جا، بسیاری از مشکلات از جمله چالش های زیست محیطی را حل خواهد کرد.
Don't I give you enough affection? Affection takes time.
تصور مي کني من به حد کافي محبت نمي کنم
Such affection!
چه مهربون شدي!
But what I felt towards the child at that moment was deep affection, but nothing like what I feel for him now, five years later.
حسی را که من در آن لحظه بسوی فرزندم داشتم، یک عاطفه عمیقی بود، ولی هیچ شباهتی با حسی که در حال حاضر دارم، که پنج سال از آن میگذرد، ندارد.
companionship, relatedness, affection.
کمک کردن،مهر و علاقه
You feel deep, deep guilt.
شما احساس گناه زيادي خواهيد داشت.
With gratitude and affection...
با سپاس و علاقه...
Your timid displays of affection.
از اداهاي محبوبانه ات
I spurned my parents' affection.
من به محبت پدر و مادرم پشت کردم
Deep
عمیق
Where the hell are we? Someplace deep. Someplace deep.
ما کدوم گوري هستيم يه جاي عميق، يه جاي عميق
He just craved a little affection.
من فکر ميکنم اون فقط مشتاق کمي ملاطفت بود
Affection shouldn't be kept for vacations.
فکر نمي کنم محبت رو فقط بايد براي تعطيلات گذاشت
All I felt was lukewarm affection.
و تنها چيزي که احساس کردم يک دوستي زياد بود
Deep green.
آن دو بهشت دیگر در نهایت سرسبزی اند.
Deep green.
از شدت سبزى متمايل به سياهى.
Deep green.
آن دو باغ چنان سبز است كه به سياهى مى زند
Deep green.
كه از شد ت سبزى سيه گون مى نمايد.
Deep green.
که درختان آن دو بهشت در منتهای سبزی و خر می است.
Deep green.
همه ی آن ها کاملا سرسبز و خر م هستند (و از شد ت سبزی و شادابی به سیاهی می زنند). م د ه آم ت ان صفت (ج ن ت ان ) یا خبر مبتدای محذوف بوده و از مصدر (ادهیمام) و از ریشه (دهم) است. بسیار سبز. سبز پررنگی که مایل به سیاهی باشد.
Deep green.
که سبز سیر سیه تاب اند
Deep green.
هر دو خر م و سرسبزند!
Deep green.
دو بهشت سبز سیاه فام
Deep green.
آنچنان سبز كه به سياهى زند چنان پ ردرخت است كه سبز سير مى نمايد.
Deep green.
(که از شد ت سبزی) آن دو سیه گون می نمایند.
Deep red
قرمز تیره
Deep Sky
آسمان عمیق
Deep sky
آسمان عمیق
Deep Blue
آبی تیره
Dig Deep
حفاری عمیق
Deep History
تاریخچۀ عمیق
Deep Sea
دریای عمیق
Deep thinker.
متفکر

 

Related searches: Deep Affection - With Deep Affection - Deep Affection For - Have A Deep Affection - I Have A Deep Affection - Deep Deep Time - Affection - Show Affection - Object Of Affection - Feel Affection -