Translation of "mutually incompatible" to Persian language:
Examples (External sources, not reviewed)
| Emptied, incompatible. | پوچي، ناسازگاري |
| And these were all incompatible. | و تمام اینها با هم ناسازگار بودند |
| Incompatible command line options used. | از گزینه های خط فرمان ناقص استفاده شده است. |
| Client rejected for incompatible ID | کارخواه به خاطر شناسۀ ناسازگار رد شد |
| and as such incompatible with motherhood. | و با مادر بودن ناسازگاری داشت. |
| The server game version is incompatible | نسخۀ بازی کارساز ، ناسازگار است |
| The MultiPlayer library of the server is incompatible | کتابخانۀ چندنفرۀ کارساز ، ناسازگار است |
| It is also incompatible with the current understanding of human genetics. | همچنین با درک فعلی از ژنتیک انسانی همخوانی ندارد. |
| Our ways of life are too different, our backgrounds are incompatible. | روش زندگي ما با هم خيلي فرق ميکنه و با هم ناسازگاره |
| Employees mutually inspire each other towards greater good. | كارمندان متقابلا الهام بخش يكديگر براي بهتر شدن مي گردند. |
| So, I thought, let's build something that's mutually beneficial. | بنابراین به این فکر افتادم، که چیزی بسازم که فایده دو طرفه داشته باشد. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | به یکدیگر رو کرده از هم می پرسند این چه وضعی است |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و روى به يكديگر كنند و از هم بپرسند |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و بعضى روى به بعضى ديگر مى آورند و از يكديگر مى پرسند! |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | (در این حال) بعضی رو به بعضی می نمایند و همدیگر را بازخواست می کنند. ی ت س آء ل ون از همدیگر بازخواست می کنند. به گونه کشمکش و سرزنش از یکدیگر سؤالاتی می کنند و همدیگر را مقص ر وضع موجود قلمداد می نمایند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | (و در این حال) رو به یکدیگر کرده و از هم می پرسند... |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش کنان |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و برخى از ايشان بر برخى ديگر پيروان و پيشوايان روى كرده يكديگر را مى پرسند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و بعضی روی به بعضی دیگر آوردند حال آنکه از یکدیگر می پرسند! |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | به یکدیگر رو کرده از هم می پرسند این چه وضعی است |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | پس برخی از آنان به برخی دیگر رو کرده از حال یکدیگر می پرسند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند. |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | رو به يكديگر كنند و به گفت و گو پردازند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و روى به يكديگر كنند و از هم بپرسند |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | رو به يكديگر كنند و از همديگر پرس و جو كنند |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و بعضى روى به بعضى ديگر مى آورند و از يكديگر مى پرسند! |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | پس برخى شان به برخى روى نموده و از همديگر پرس وجو مى كنند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند. |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | در آنجا مؤمنان بعضی با بعضی به صحبت روی کنند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | (در این حال) بعضی رو به بعضی می نمایند و همدیگر را بازخواست می کنند. ی ت س آء ل ون از همدیگر بازخواست می کنند. به گونه کشمکش و سرزنش از یکدیگر سؤالاتی می کنند و همدیگر را مقص ر وضع موجود قلمداد می نمایند. |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | بعضی (از این افراد مخلص) رو به بعضی دیگرمی کنند و از یگدیگر می پرسند (که حال چه احوالی دارند، و در دنیا چه می کردند و چه می دیدند !). أ ق ب ل ب ع ض ه م ... بعضی از بهشتیان رو به بعضی دیگر کنند و ... |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند |
Related searches: Mutually Incompatible - A Mutually Beneficial And Mutually Dependent - Incompatible Chemicals - Incompatible Version - Not Incompatible - Is Incompatible - Incompatible Transfusion - Incompatible Requirements - Incompatible With Life - Incompatible State Aid -