Translation of "operational level" to Persian language:
Dictionary English-Persian
Level - translation : Operational - translation : Operational level - translation :
Examples (External sources, not reviewed)
| That thing's operational! | اون آماده شده |
| All systems are operational. | تمام سیستم ها عملیاتی شدن. |
| The operational level is at a scale bigger than one where line of sight and the time of day are important, and smaller than the strategic level, where production and politics are considerations. | سطح عملیاتی فراتر از نگاهی است که در آن داشتن دید مستقیم و زمان دقیق روز مهم است و همچنین فروتر از سطح راهبردی است که در آن تولید راهبرد و سیاست اهمیت زیادی دارند. |
| Formations are of the operational level if they are able to conduct operations on their own, and are of sufficient size to be directly handled or have a significant impact at the strategic level. | آن دسته از آرایشات نظامی که خودشان بتوانند عملیات ها را هدایت کنند و به اندازه ای بزرگ باشند که مستقیما اداره شوند یا تأثیر زیادی بر سطح راهبردی بگذارند را می توان در سطح عملیاتی طبقه بندی کرد. |
| The RC system aims to bring together the different UN agencies to improve the efficiency and effectiveness of operational activities at the country level. | هدف نظام RC، گردهم آوردن آژانسهای مختلف UN برای بهبود و کارآمدی فعالیتهای اجرایی سازمان در سطح کشور است. |
| Sorry. I'm an operational man. | شرمنده.من یه مامور عملیات ام. |
| Our landing strip's still operational. | باند فرود اضطراري ما هنوز قابل استفاده است |
| Yes, but she's underway. Operational? | بله، ولي هنوز در حال حركته قابل استفاده است |
| Mobitex became operational in Sweden in 1986. | از سال ۱۹۸۶ در سوئد عملیاتی شد. |
| The ship is operational as of 2015. | این کشتی در سال ۱۹۹۴ ساخته شد. |
| The ship is operational as of 2015. | این کشتی در سال ۱۹۸۹ ساخته شد. |
| It took us 11 years to become operational. | یازده سال برایمان طول کشید تا عملیاتی شویم. |
| Until this battle station is fully operational... we are vulnerable. | تا وقتی این پایگاه جنگی کاملا عملیاتی نشده ما آسیب پذیریم. |
| I tell you this station will be operational, as planned. | بهتون ميگم که اين ايستگاه طبق برنامه درست ميشه |
| The caterpillar is operational and appears to be running normally. | کرم صدپا فعال ، و بنظر ميرسه که داره به صورت معمولي داره کار ميکنه |
| Although operational testing continued, due to the United States' military involvement in South Vietnam, the C 141 was soon employed in operational sorties to the combat zone. | اگرچه آزمایش عملیاتی ادامه پیدا کرد، به علت درگیری نظامی ایالات متحده در جنوب ویتنام، سی ۱۴۱ به زودی در پروازهای عملیاتی در منظقه عملیاتی به کار گرفته شد. |
| Once LOKI becomes operational, the United States's defeat will become inevitable. | هنگامیکه سیستم LOKI فدراسیون آماده ی عملیات شود شکست ایالات متحده اجتناب ناپذیر خواهد بود. |
| SIMULA I was fully operational on the UNIVAC 1107 by January 1965. | سیمولا 1 در یونیوک 1107 از ژانویه 1965 به طور کامل عملیاتی بود. |
| Now witness the firepower... of this fully armed and operational battle station. | حالا بايد شاهد قدرت آتش ايستگاه تمام تجهيز شده فضايي ما باشي |
| Level | سطح |
| Level? | سطح |
| Level | سطح |
| Level | سطح |
| Level | مرحله |
| Level...! | برابر.. |
| You will surely go up level by level. | که شما حالی را پس از حالی که مراحل مختلف زندگی است و در سختی و زحمت مطابق یکدیگرند طی می کنید تا به دیدار پروردگارتان نایل آیید. |
| You will surely go up level by level. | كه به حالى بعد از حال ديگر تحول خواهيد يافت. |
| You will surely go up level by level. | كه شما حالات و منازلى را پشت سر مى گذاريد حيات و مرگ و قيامت و حساب |
| You will surely go up level by level. | كه قطعا از حالى به حالى برخواهيد نشست. |
| You will surely go up level by level. | (قسم به این امور) که شما حوال گوناگون و حوادث رنگارنگ (از نخستین خلقت تا مرگ و برزخ و ورود به بهشت و دوزخ) خواهید یافت. |
| You will surely go up level by level. | که شما از حالی به حالی دیگر در آیید |
| You will surely go up level by level. | که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می شوید (تا به کمال برسید). |
| You will surely go up level by level. | که هر آینه سوار گردید پشتی بر پشتی (طبقه ای پس از طبقه ای) |
| You will surely go up level by level. | كه هر آينه شما حالى را از پس حالى از مرگ و بعث و حساب و ... پشت سر مى گذاريد. |
| You will surely go up level by level. | بی چون و بی امان از حالی به حالی بر خواهید نشست. |
Related searches: Operational Level - More Operational Level - Commercial And Operational Level - Policy Operational Level - Operational Excellence - Operational Costs - Operational Risk - Operational Management - Operational Planning - Operational Effectiveness -