Translation of "self affirmation" to Persian language:
Examples (External sources, not reviewed)
| Oh, I can make affirmation. | مي تونم تصديق کنم |
| Muhammad took this to be a sign of affirmation and consent. | آنگاه محمد فاطمه را از قولی که به علی داده بود آگاه نمود. |
| It's always self, self, self. | هميشه فقط به خودت فکر ميکني |
| The self you are self aware. | خود... خودی که از آن آگاهید |
| Self | نمایش همۀ فقره ها |
| But then there's this other self, the future self. | ولی یه خود دیگه هم هست، خود آینده است. |
| Self deception. | خود فریبی. |
| Self sign | خودامضا |
| Self Association | انجمن شخصی |
| Whereas the future self wants the present self to save. | ولی خود آینده میخواد خود حال پس انداز کنه. |
| The second step is developing self knowledge and self mastery. | گام دوم، رشد خودآگاهي و تسلط بر نفس است. |
| They want to be self they want to self police themselves. | اونا میخوان پلیس خودشون باشن. |
| Certificate self signed | گواهی خود امضا شده |
| Self Check Failed | برگزیدن پروندۀ CRL |
| Collaboration Self Message | پیام شخصی همکاری |
| Sequence Self Message | پیام شخصی دنباله |
| Autobiographical knowledge baseThe autobiographical knowledge base contains knowledge of the self, used to provide information on what the self is, what the self was, and what the self can be. | انبار داده های دانش خودزندگی نامه ای شامل اطلاعاتی در مورد خود است که برای دو سوال خود چه بود و خود چه میتواند باشد جواب فراهم میکند. |
| In 2006, Self was still being developed as part of the Klein project, which was a Self virtual machine written fully in Self. | در سال۲۰۰۶سلف هنوز بعنوان بخشی از پروژه klein، که یک ماشین مجازی سلف که کاملا به زبان سلف نوشته شده بود، در حال توسعه بود. |
| It was self sufficiency. | این کار خوکفائی بود. |
| Purify your inner self, | و جامه ات را پاک کن، |
| Purify your inner self, | و جامه ات را پاكيزه دار. |
| Purify your inner self, | و جامه ات را پاكيزه دار |
| Purify your inner self, | و لباس خويشتن را پاك كن. |
| Purify your inner self, | و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار. |
| Purify your inner self, | و جامه ی خویش را پاکیزه دار (و خویشتن را از آلودگیها پاک گردان). ث ی اب جمع ث و ب جامه. هم جامه ظاهری مراد است و هم جامه باطنی، یعنی عمل. چرا که اعمال هرکس به منزله لباس او است، و ظاهر هر شخص بیانگر باطن او است. |
| Purify your inner self, | و لباس هایت را پاک بدار. |
| Purify your inner self, | و دامنت را پاکیزه بدار |
| Purify your inner self, | و لباست را پاک کن، |
| Purify your inner self, | و جامه های خویش را پاک ساز |
| Purify your inner self, | و جامه خويش را پاك ساز |
| It's fairly self explanatory. | این خودش نسبتا گویای کارش است. |
| But the self sufficient, | اما کسی که خود را ثروتمند نشان می دهد |
| But the self sufficient, | اما آن كه او توانگر است، |
| But the self sufficient, | اما آن كه از پند تو اظهار بى نيازى مى كند |
| But the self sufficient, | اما آن كس كه خود را بى نياز مى پندارد، |
Related searches: Self-affirmation - Affirmation In Lieu Of An Oath - Positive Affirmation - Affirmation In Lieu - In Case Of Affirmation - Affirmation That - Affirmation Of Law - Provide Affirmation - Personal Affirmation - Life Affirmation -