Translation of "wrongdoing" to Persian language:
Dictionary English-Persian
Wrongdoing - translation :
Examples (External sources, not reviewed)
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و همواره بر گناهان بزرگ پافشاری داشتند، |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بر گناهان بزرگ اصرار مى ورزيدند. |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بر گناه بزرگ اصرار مى ورزيدند |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بر گناه بزرگ پافشارى مى كردند. |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بر گناه بزرگ (شرک و عناد) لجاجت و اصرار داشتند. |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و پیوسته بر انجام گناهان بزرگ، پافشاری داشته اند. ال ح نث ال ع ظ یم گناه بزرگ. گناهان کبیره، و از همه بدتر، کفر و شرک. |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | بر گناه بزرگ مداومت می کردند |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بر گناهان بزرگ اصرار می ورزیدند، |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بودند اصرار می ورزیدند بر گناه (یا پیمان شکنی) بزرگ |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بر گناه بزرگ شرك، يا پيمان شكنى، يا سوگند بزرگ بر انكار بعث پاى مى فشردند، |
| And they used to persist in immense wrongdoing. | و بر گناه بزرگ پیمان شکنی پافشاری می کرده اند |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پس پروردگارا! مرا در میان گروه ستمکاران قرار مده و با آنان قرین عذاب مکن. |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پس اى پروردگار من، مرا در زمره ستمكاران قرار مده. |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | بار خدايا! مرا در اين عذاب ها با قوم ستمكار قرار مده |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پروردگارا، پس مرا در ميان قوم ستمكار قرار مده. |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پس مرا در میان قوم ستمکار وامگذار. |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پروردگارا هرگز مرا در زمره ستم پیشگان مشرک میاور |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده! |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پروردگارا پس نگردان مرا در گروه ستمگران |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پس مرا، پروردگارا، در گروه ستمكاران قرار مده مرا قرين آنان در عذاب مساز . |
| My Lord! then set me not among the wrongdoing folk. | پروردگارم! پس مرا در (این هنگامه، میان) ستمکاران قرار مده. |
| then do not put me, my Lord, among the wrongdoing lot. | پس پروردگارا! مرا در میان گروه ستمکاران قرار مده و با آنان قرین عذاب مکن. |
| then do not put me, my Lord, among the wrongdoing lot. | پس اى پروردگار من، مرا در زمره ستمكاران قرار مده. |
| then do not put me, my Lord, among the wrongdoing lot. | بار خدايا! مرا در اين عذاب ها با قوم ستمكار قرار مده |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | یاد کن هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که خود را به قوم ستمکار برسان. |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | و پروردگارت موسى را ندا داد كه اى موسى، به سوى آن مردم ستمكار برو |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | و ياد كن هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا داد كه به سوى قوم ستمكار بيا |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | و ياد كن هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | و (یاد آر) هنگامی که خدایت به موسی ندا کرد که اینک به سوی قوم ستمکار روی آور. |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | (برای قوم خود بیان دار) هنگامی را که پروردگارت موسی را نزدیک کوه طور ندا داد که به سوی قوم ستمکار (فرعون و فرعونیان برو). (قومی که با کفر و معاصی بر خود ستم کرده اند، و با به بندگی کشاندن بنی اسرائیل، بدانان ظلم نموده اند). إ ئ ت بیا. در اینجا مراد به سراغ رفتن است. |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | و چنین بود که پروردگارت به موسی ندا در داد که به سوی قوم ستم پیشه برو |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | (به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمگر برو... |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | هنگامی که خواند پروردگار تو موسی را که برو به نزد گروه ستمگران |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | و ياد كن آنگاه كه پروردگار تو موسى را بخواند كه به سوى آن گروه ستمكار برو، |
| And when thy Lord called Moses, saying Go unto the wrongdoing folk, | و چون پروردگارت موسی را ندا در داد که نزد آن گروه ستمکار برو |
Related searches: Deliberate Wrongdoing - Any Wrongdoing - Potential Wrongdoing - Perceived Wrongdoing - Admitted Wrongdoing - Evidence Of Wrongdoing - Civil Wrongdoing - Actual Wrongdoing - To Correct Wrongdoing - Wrongdoing From -