Translation of "mutually acknowledge" to Persian language:
Examples (External sources, not reviewed)
| Acknowledge, Big Bopper, acknowledge. Are you okay? | تایید می کنم بیگ بوپر ، تایید می کنم ، حالت خوبه |
| Rambo, acknowledge! | ! رمبو , جواب بده |
| Well, acknowledge them. | خب، تاييد كنيد. |
| To acknowledge the applause. | براي قدر داني از تشويق |
| State police calling John Rambo. Acknowledge. | پليس ايالتي به جان رمبو , جواب بديد |
| I just really wanted to acknowledge you. | من واقعا می خواستم از شما قدردانی بکنم. |
| You should acknowledge the facts of today. | تو بايد حقايق امروز را تصديق کني |
| Can he acknowledge with a single ping? | ميتونه تو يه پيام تاييد کنه |
| Employees mutually inspire each other towards greater good. | كارمندان متقابلا الهام بخش يكديگر براي بهتر شدن مي گردند. |
| Signal maintainer 40, acknowledge. This is an emergency. | سوزنبان 40 جواب بده موقعیت اضطراری |
| So, I thought, let's build something that's mutually beneficial. | بنابراین به این فکر افتادم، که چیزی بسازم که فایده دو طرفه داشته باشد. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | به یکدیگر رو کرده از هم می پرسند این چه وضعی است |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و روى به يكديگر كنند و از هم بپرسند |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و بعضى روى به بعضى ديگر مى آورند و از يكديگر مى پرسند! |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | (در این حال) بعضی رو به بعضی می نمایند و همدیگر را بازخواست می کنند. ی ت س آء ل ون از همدیگر بازخواست می کنند. به گونه کشمکش و سرزنش از یکدیگر سؤالاتی می کنند و همدیگر را مقص ر وضع موجود قلمداد می نمایند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | (و در این حال) رو به یکدیگر کرده و از هم می پرسند... |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش کنان |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و برخى از ايشان بر برخى ديگر پيروان و پيشوايان روى كرده يكديگر را مى پرسند. |
| And some of them inclined towards others, mutually questioning. | و بعضی روی به بعضی دیگر آوردند حال آنکه از یکدیگر می پرسند! |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | به یکدیگر رو کرده از هم می پرسند این چه وضعی است |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | پس برخی از آنان به برخی دیگر رو کرده از حال یکدیگر می پرسند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند. |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | رو به يكديگر كنند و به گفت و گو پردازند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و روى به يكديگر كنند و از هم بپرسند |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | رو به يكديگر كنند و از همديگر پرس و جو كنند |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و بعضى روى به بعضى ديگر مى آورند و از يكديگر مى پرسند! |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | پس برخى شان به برخى روى نموده و از همديگر پرس وجو مى كنند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند. |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | در آنجا مؤمنان بعضی با بعضی به صحبت روی کنند. |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | (در این حال) بعضی رو به بعضی می نمایند و همدیگر را بازخواست می کنند. ی ت س آء ل ون از همدیگر بازخواست می کنند. به گونه کشمکش و سرزنش از یکدیگر سؤالاتی می کنند و همدیگر را مقص ر وضع موجود قلمداد می نمایند. |
| Then they will advance Unto each other, mutually questioning. | بعضی (از این افراد مخلص) رو به بعضی دیگرمی کنند و از یگدیگر می پرسند (که حال چه احوالی دارند، و در دنیا چه می کردند و چه می دیدند !). أ ق ب ل ب ع ض ه م ... بعضی از بهشتیان رو به بعضی دیگر کنند و ... |
| And they will advance toward each other mutually questioning. | و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند |
Related searches: A Mutually Beneficial And Mutually Dependent - Mutually Acknowledge - Mutually Agreed Upon - Mutually Agreeable - Mutually Convenient - Mutually Beneficial Cooperation - Mutually Signed - Mutually Different - Mutually Constitutive - Mutually Related -